حکم تشریح جسد به‌قصد آموزش (4)

در سه شمارۀ پیش، دلایل حرمت تشریح گفته شد که به‌صورت خلاصه به شرح ذیل بودند:
 1. مثله کردن فعلی حرام است و تشریح نیز نوعی مثله کردن است.
2. تشریح جسد مسلمان، هتک حرمت اوست و هتک حرمت مسلمان جایز نیست.
3. روایاتی که از هرگونه دست‌کاری جسد مسلمان، حتی کوتاه کردن مو و ناخن منع می‌کنند.
4. تشریح جسد باعث تأخیر در تجهیز و تدفین جسد می‌شود و تجهیز و تدفین میت مسلمان از واجبات فوری است.
5. برای بریدن اعضای جسد مسلمان دیه تعیین شده است و تعیین دیه نشان از ممنوعیت تشریح دارد.
در دو شماره پیش نیز دلیل یکم را بررسی کردیم و نشان دادیم که تشریح با مثله تفاوت ماهوی دارد و حکم مثله قابل تسرّی به تشریح نیست. در شماره پیش به بررسی دلیل منع دست‌کاری جسد پرداختیم و نشان دادیم که ازنظر شارع مقدس، میت باید بدون هیچ‌گونه دست‌کاری، غسل داده و دفن شود و رفتاری خشن همچون تشریح جسد، مجاز نیست.
در این شماره به بررسی دیگر دلایل می‌پردازیم.


۱. تشریح جسد مسلمان، هتک حرمت اوست و هتک حرمت مسلمان جایز نیست
برخی روایات بر محترم بودن میّت مؤمن و حرام بودن قطع اعضای جسد او دلالت دارند و حتی برخی روایات، حرمت میت مؤمن را بیشتر از حرمتش در حال حیات اعلام می‌کنند (الحر العاملی. 1414 ق. ج 29. ص 9-328). دستاورد این روایات اینکه، همان‌گونه که مؤمن در حال حیات محترم است، پس از فوت نیز محترم است و همان‌گونه که هرگونه تعرضی به بدن مؤمن در حال حیات ممنوع است، پس از فوت نیز تعرض به جسدش ممنوع خواهد بود. لذا قطع اعضای مؤمن جایز نیست و افزون بر این، برخی روایات قطع اعضای میت را بدتر از قطع اعضای مؤمن در حال حیات اعلام کرده‌اند. طبیعتاً، این روایات بر حرمت تشریح دلالت دارند و این دلالت با تصریحی که در روایات دیده می‌شود تمام و بی‌نقص به نظر می‌رسد.

۲. لزوم تسریع در دفن متوفی و دلالت آن بر حرمت تشریح
از دیگر دلایل حرمت تشریح، لزوم تسریع در دفن متوفی ذکر شده است و چون تشریح جسد باعث تأخیر در دفن می‌شود، تشریح را جایز ندانسته‌اند. در برخی روایات، بر تسریع و تعجیل بر تجهیز متوفی و به خاک‌سپاری او تصریح شده و احترام و تکریم متوفی، شتاب کردن در تجهیز او اعلام شده است؛ به‌نحوی‌که اگر کسی شب فوت کرد، تجهیزش تا صبح به تأخیر نیفتد و اگر کسی صبح فوت کرد تا پیش از ظهر دفن شده باشد (الحر العاملی. 1414 ق. ج 2. ص 4-471). طبیعتاً، تشریح جسد با چنین تعجیلی در تجهیز متوفی در تضاد است؛ لذا تشریح جسد حرام دانسته شده است، اما فقهای عظیم‌الشأن شیعه در مقام افتاء، تسریع در تجهیز متوفی را مستحب اعلام کرده‌اند (حسینی سیستانی. 1393؛ وحید خراسانی. 1421 ق؛ مرحوم صافی گلپایگانی.1414 ق؛ فیاض. 1393؛ شبیری زنجانی.1396؛ مکارم شیرازی. 1395). بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت که طبق نظر فقها، امر به تسریع در این روایات به شکل امر استحبابی است نه امر وجوبی. بدین ترتیب، حرمت تشریح از روایات تسریع در تدفین قابل استفاده نخواهد بود، مگر تأخیر در حدی باشد که موجب بی‌احترامی و هتک حرمت مؤمن محسوب شود که این امر ارتباطی به حکم فقهی تشریح ندارد، بلکه از باب حرمت هتک مؤمن است.

3. وجوب دیه بر قطع اعضای میت و دلالت آن بر حرمت تشریح
شرح این دلیل بدین ترتیب است که وارد کردن هرگونه جراحت عمدی بر جسد متوفی موجب وجوب دیه است و وجوب دیه دلالت بر ممنوعیت فعل دارد. پس تشریح هم فعلی ممنوع و حرام است. آنچه از بررسی روایات باب (الحر العاملی. 1414 ق. ج 29. ص 7-324) به دست می‌آید از این قرار است که انجام هر فعلی بر جسد که در حال حیات جایز نبود، در حال فوت هم جایز نیست و درصورتی‌که فردی، کاری با جسد کند که اگر صاحب جسد زنده بود باعث مرگش می‌شد، باید یک دیه پرداخت کند؛ ولی مبلغ این دیه مبلغ دیه قتل خطای نیست، بلکه دیه جنین پیش از ولوج روح است که صد دینار باشد و این دیه باید صرف انجام امور خیر برای متوفی شود و به ورثه‌اش نمی‌رسد. ممکن است گفته شود که دیه بر حرام بودن فعل دلالت ندارد؛ چراکه مثلاً قتل خطای محض نیز دیه دارد؛ درحالی‌که قاتل گناهی مرتکب نشده است. در پاسخ گفته می‌شود یکم اینکه، در قتل خطای محض قاتل هیچ‌گونه قصد جنایتی نداشته و فعلش از روی سهو و خطای محض صورت گرفته است و اگر جز این بود، حکمش قصاص بود نه دیه. درحالی‌که محل بحث ما ایراد جراحت و جنایت بر جسد به‌صورت عمدی و ارادی است. پس بین این دو تفاوت بسیار است. دوم اینکه، تعیین دیه برای جراحت عمدی وارد بر جسد، خود نشان از ممنوعیت ایراد جراحت دارد و هدف ما اثبات همین ممنوعیت شرعی است و البته بدیهی است که اگر کسی فعلی را که شرع ممنوع دانسته عمداً انجام دهد، مرتکب حرام شده است.

جمع‌بندی دلایل پنج‌گانه حرمت تشریح جسد مؤمن
همان‌طور که گفته شد، دلیل یکم حرمت تشریح جسد مؤمن (که تشبیه تشریح به مثله بود) رد شد و نتوانست حرمت تشریح را ثابت کند. دلیل دوم و سوم که هتک حرمت مؤمن و منع تعرض به جسد بود، از دلایل قوی و کافی به نظر می‌رسند. دلیل چهارم که ملازمه تشریح با تأخیر در تدفین بود نیز مقید به قید بی‌احترامی به جسد شد که کارآیی‌اش را محدود می‌کند، و دلیل پنجم که وجوب دیه بود نیز دلیل قابل قبولی به نظر می‌رسد. بنابراین، با توجه به دلایل فوق، حکم اولی تشریح جسد مسلمان، حرمت خواهد بود.

منابع:
- الحر العاملی، محمد بن الحسن (1414 ق). وسائل الشیعه. قم: مؤسسة آل البیت(علیهم‌السلام) لاحیاء التراث. ج 29. ص 9-328.
- حسینی سیستانی، سیدعلی (1393). توضیح المسائل. ج 29. ص 328- 329.
- وحید خراسانی، حسین (1421 ق). توضیح المسائل. قم: مدرسه باقرالعلوم(علیهم‌السلام). ص 100.
- صافی گلپایگانی، لطف‌الله (1414 ق). توضیح المسائل. قم: دارالقرآن الکریم. ص 90.
 - فیاض، محمد اسحاق (1393). توضیح المسائل. قم: صاحب‌الامر(عج)، ص 69.
 - شبیری زنجانی، سیدموسی (1396). توضیح المسائل. قم: مرکز فقهی امام محمدباقر(علیه‌السلام). ص 134.
 - مکارم شیرازی، ناصر (1395). توضیح المسائل. قم: مدرسه الامام علی بن ابی‌طالب(علیه‌السلام). ص 133.
- الحر العاملی، محمد بن الحسن (1414 ق). وسائل الشیعه. قم: موسسه آل البیت(علیهم‌السلام) لاحیاء التراث. ج 2. ص 4-471.

 

نویسنده:

دکتر احمد مشکوری

دانشکده سلامت و دین، دانشگاه علوم پزشکی قم