اذن؛ شرایط و اقسام آن

«اذن» در لغت به معنای اجازه و رخصت و در علم فقه، اجازۀ دخل و تصرفی است که مالک شیء یا کسی که در حکم مالک شیء باشد به دیگری می‌دهد (مؤسسه دائرة‌المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل‌بیت (علیهم السلام)، 1426 ه.ق.). ازآنجاکه در علم فقه هر فرد رشیدی به‌عنوان صاحب‌اختیار بدن خود شناخته می‌شود، هرگونه دخل و تصرف در بدن افراد، بدون رضایت و اذن آنان جایز نیست، ولو اینکه دخل و تصرف به صلاح آنان باشد. البته این قاعدۀ کلی استثنائاتی دارد که در جای خود بیان می‌شود.

ارکان تشکیل‌دهنده اذن عبارت‌اند از:

  1. فرد اذن دهنده؛
  2. فردی که به او اذن داده شده است (مأذون)؛
  3. مورد یا موضوعی که در آن اذن داده شده است.

برای هر یک از این موارد، از سوی شرع شرایطی تعیین شده است که به بررسی آن‌ها می‌پردازیم.

شرایط اذن دهنده

  1. مالک بودن: کسی که به چیزی اذن می‌دهد، باید یا خود مالک آن شیء باشد یا در حکم مالک باشد؛ مثلاً وکیل مالک باشد. درباره بدن انسان، گرچه مانند همه اشیاء و موجودات عالم، مالک حقیقی خداست، ولی در تعاملات فی‌مابین انسان­ها و بر اساس قاعده سلطنت که بیان می­دارد اختیار مایملک هر شخص به دست اوست (المصطفوی، 1429 ه.ق.)، هر انسان رشیدی صاحب‌اختیار بدن خود شناخته می‌شود.
  2. اهلیت داشتن: اذن‌دهنده باید بالغ و عاقل و اصطلاحاً رشید باشد.
  3. مختار بودن: اذن دادن با اکراه و اجبار نباشد، بلکه با علم به موضوع اذن و بدون اکراه و اجبار اذن داده باشد.

شرط مورد اذن: شرط مورد اذن این است که شارع برای انجام این فعل ممنوعیتی اعلام نکرده باشد؛ مثلاً فعل خلاف شرع نباشد یا حق دیگری را ضایع نکند و... .

شرط شخص مأذون: شرط شخص مأذون این است که شارع برای انجام این فعل توسط این شخص ممنوعیتی اعلام نکرده باشد؛ مثلاً فرد محجور نباشد یا ... .

 

اقسام اذن ازنظر نحوه ابراز

اذن ازنظر نحوه ابراز به "اذن صریح" و "اذن غیر صریح" تقسیم می‌شود. اذن غیر صریح، خود به دو قسم "اذن فحوا" و "اذن شاهد حال" تقسیم می­شود.

 اذن صریح: یعنی فرد صراحتاً رضایت خود را ابراز و اظهار کند، چه به‌صورت شفاهی باشد چه به‌صورت کتبی، مثلاً فرد پیش از عمل جراحی به‌صورت کتبی بنویسد که من به دکتر فلانی اذن می‌دهم که فتق مرا جراحی کند. این قسم اذن در علوم پزشکی تحت عنوان «رضایت صریح» بحث می‌شود.

 اذن فحوا: فحوا یعنی آنچه مستقیم در عبارت ذکر نشده است، اما به‌صورت قطعی و به‌طریق‌اولی از عبارت برداشت می‌شود؛ مثلاً در آیه 23 سوره اسراء آمده است: «فلا تقلْ لهما أفٍّ؛ به پدر و مادرت اف مگو!» وقتی گفتن اف که نشان از بی­حوصلگی و کمترین بی­حرمتی به پدر و مادر است، ممنوع و حرام باشد، پس به‌طریق‌اولی و به‌صورت قطعی توهین صریح یا کتک زدن پدر و مادر حرام خواهد بود؛ مثلاً اگر بیمار بستری در بیمارستان به نمونه‌برداری از مایع مغزی نخاعی (LP) توسط کارورز اذن داد، اذن و رضایت بیمار برای نمونه‌گیری توسط دستیار سال دو بخش که ماهرتر و مسلط‌تر از کارورز است، به‌طریق‌اولی و با اذن فحوا ثابت است، مگر اینکه ملاحظات دیگری در کار باشد، همچون نامحرم بودن و ملاحظات شخصی یا... . اذن فحوا گرچه ازنظر فقهی مورد تأیید است، ولی به نظر می‌رسد ازنظر «اخلاق پزشکی» نیاز به تأیید بیمار دارد.

اذن شاهد حال: اذنی است که از قرائن فهمیده می‌شود؛ مثلاً بیمار دستگاه فشارسنج را در دست پزشک یا پرستار می‌بیند و آستین پیراهنش را بالا می‌زند؛ یعنی اذن می‌دهم که فشارخون مرا اندازه‌گیری کنی. از این قسم اذن در علوم پزشکی تحت عنوان «رضایت ضمنی» بحث می‌شود.

دو نکته

  1. تفاوت اذن با رضا و رضایت در این است که رضایت امری درونی و باطنی است، اما اذن ابراز و اظهار رضایت درونی است.
  2. اذن‌دهنده هر وقت مایل بود، می‌تواند اذن پیشین خود را لغو کند و پس از لغو، آن اذن بی‌اثر خواهد شد.

منابع:

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل‌بیت (علیهم السلام)، (1426 ه.ق.)، قم: مؤسسه دائرة‌المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل‌بیت (علیهم السلام)، ، جلد 1، ص 333.

المصطفوی، سیدکاظم (1429 ه.ق.)، القواعد، قم: مؤسسه نشر اسلامی، ص 136.

 

نویسنده:

دکتر احمد مشکوری

دانشکده سلامت و دین، دانشگاه علوم پزشکی قم