پیوند اعضای مبتلایان به مرگ مغزی از منظر فقه

در شماره پیشین، تعریف مرگ مغزی و فتاوای مراجع در این خصوص مطرح شد و در این نوشتار، پیوند اعضای بیماران مرگ مغزی از منظر فقه امامیه بررسی می‌شود.

سابقه پیوند اعضا در جهان، به ششصد سال قبل از میلاد می‌رسد که طی آن، هندیان توانستند پیوند پوست را انجام دهند. در سال 1902، دکتر الکسیس کارل، مؤلف کتاب «انسان موجود ناشناخته»، اقدامات موفقی در پیوند عروق انجام داد (1) و اولین پیوند موفق قلب در سال 1967، توسط کریستین بارنارد در کشور آفریقای جنوبی انجام شد (2). در صدر اسلام نیز، برخی از روایات، از انجام پیوند نرمه گوش، حکایت دارند (3). در برخی از کشورها، پیوند بیش از 70 قسمت از بدن میسر شده است. در ایران نیز، پیشرفت‌های بسیار خوبی به‌ویژه پس از تصویب قانون پیوند اعضا، صورت گرفته و حتی پیوند صورت و سلولهای بنیادی نیز انجام می شود.

امروزه، معیاری به نام PMP وجود دارد که مبنای مقایسه کشورها از نظر اهدای عضو است. میانیگین PMP کشورهای جهان، قریب به 20 می‌باشد که به این معنی است که از هر یک میلیون نفر جمعیت یک کشور، تعداد 20 نفر بیمار ضربه مغزی، اعضای خود را اهدا می کنند. به عنوان مثال، در کشور اسپانیا، میزان نرخ پیوند از بیماران مرگ مغزی، 33.4 نفر به میلیون نفر جمعیت و در آلمان، 15.8 است که این رقم در کشور ما، نزدیک به 8.5 نفر در میلیون نفر جمعیت است و این در حالی است که روزانه، 10 بیمار به دلیل نرسیدن عضو پیوندی، جان خود را از دست می دهند (4).

با توجه به اینکه حفظ جان انسان‌ها و به ویژه مؤمنین، از اهمیت بسیاری برخوردار است، آیا پیوند اعضای مبتلایان به مرگ مغزی به سایر بیماران نیازمند به اهدای عضو، به عنوان راهکاری برای بهره‌گیری از پیشرفت‌های دانش بشری برای نجات جان انسان‌ها از خطر مرگ، مورد تأیید فقهای شیعه است؟ تقریباً تمامی فقهای معاصر، بر زنده محسوب نمودن مبتلایان مرگ مغزی، اتفاق نظر دارند. با این حال، در زمینه اهدای عضو از بیماران مرگ مغزی، دو دیدگاه متمایز وجود دارد: از منظر مراجع عظامی همچون آقای سیستانی، وحید خراسانی، صافی گلپایگانی، بهجت، تبریزی و فاضل لنکرانی، قطع و پیوند اعضای مبتلایان مرگ مغزی، تحت هیچ شرایطی جایز نیست و در مقابل، علمای دیگری همچون امام، مقام معظم رهبری و آقایان مکارم شیرازی، شبیری‌زنجانی، نوری همدانی و موسوی اردبیلی، قائل به جواز استفاده از اعضای بدن مبتلایان به مرگ مغزی با حصول شرایط خاصی هستند (5).

در ذیل، نظر برخی از فقهای معاصر در این زمینه ذکر می‌گردد(6).

*سؤال: در مورد افرادی که دچار مرگ مغزی شده و طبق نظر پزشکان، قابل برگشت نیست، بفرمایید:

الف. آیا برداشتن اعضای وی برای پیوند به افراد نیازمند، جایز است؟

ب. چنانچه پاسخ منفی باشد، اگر پزشک اقدام به چنین کاری نماید، جنایت عمدی محسوب و جانی قصاص می‌شود یا باید دیه پرداخت گردد؟

آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (دام‌ظله):

اگر استفاده از اعضای بدن بیمارانی که در سؤال توصیف شده‌اند، برای معالجه بیماران دیگر، باعث تسریع در مرگ و قطع حیات آنان شود، جایز نیست. در غیر این‌ صورت، اگر عمل مزبور با اذن قبلی وی صورت بگیرد و یا نجات نفس محترمی متوقف بر آن عضو باشد، اشکال ندارد.

آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی (دام‌ظله):

الف. برداشتن اعضای وی جایز نیست و الله العالم.

ب. جنایت عمدی محسوب است و احکام جنایت عمدی بر آن جاری است و الله العالم.

آیت‌الله العظمی بهجت (دام‌ظله):

الف. خیر، جایز نیست.

ب. جنایت عمدی محسوب می‌شود.

آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی (دام‌ظله):

الف و ب. با توجّه به این که پزشکان تصریح می‌کنند این‌گونه افراد، مانند شخصی هستند که مغز او به کلی متلاشی شده و یا سر او را از تن جدا کرده‌اند که با وسایل تنفس مصنوعی و تغذیه، ممکن است تا مدّتی به حیات نباتی او ادامه داد، یک انسان زنده محسوب نمی‌شود، در عین حال، یک انسان کاملاً مرده هم نیستند. بنابراین، در احکام مربوط به حیات و مرگ باید تفصیل داده شود؛ مثلاً احکام مس میّت، غسل و نماز میّت و کفن و دفن درباره آن‌ها جاری نیست تا قلب از کار بیفتد و بدن سرد شود؛ اموال آن‌ها را نمی‌توان در میان ورثه تقسیم کرد و همسر آن‌ها عده وفات نگه نمی‌دارد تا این مقدار حیات آنان نیز پایان پذیرد، ولی وکلای آن‌ها از وکالت ساقط می‌شوند و حق خرید و فروش یا ازدواج برای آن‌ها یا طلاق همسر از طرف آنان ندارند و ادامه معالجات در مورد آن‌ها واجب نیست و برداشتن بعضی از اعضای بدن آن‌ها در صورتی که حفظ جان مسلمانی، متوقف بر آن باشد، مانعی ندارد ولی باید توجه داشت که اینها همه در صورتی است که مرگ مغزی به طور کامل و به صورت قطعی ثابت گردد و احتمال بازگشت مطلقاً وجود نداشته باشد. همیشه موفق باشید.

آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (دام‌ظله):

اگر برداشتن اعضای بدن او، منجر به مرگ وی یا باعث تسریع در مرگ و قطع حیات او شود، حکم قتل او را دارد و جایز نیست و در غیر این صورت، اگر با اذن قبلی خود او باشد و یا نجات نفس محترمی متوقف بر آن عضو مورد نیاز باشد، اشکال ندارد.

آیت‌الله العظمی سیستانی (دام‌ظله):

جایز نیست و در حکم قتل نفس است.

آیت‌الله العظمی تبریزی (دام‌ظله):

جدا نمودن اعضایی که قوام حیات به آن‌ها است از بدن مسلمان جایز نیست. چه در حال حیات و چه بعد از مرگ، گر چه خود او راضی باشد و در غیر آن از اعضا، جدا نمودن آن‌ها از بدن مسلمان، بنابر احتیاط جایز نیست و اما از بدن کافر مانعی ندارد.

آیت‌الله العظمی صافی گلپایگانی (دام‌ظله):

قبل از مرگ او جایز نیست و در بعضی موارد که سبب تسریع مرگ بیمار شود و مرگ او مستند بر آن شود، تبعات خاص خود را دارد. بلکه اگر موجب سرعت مرگ نشود، باز هم تبعات خاص خود را دارد. بلی بعد از مرگ او در صورتی که حیات نفس محترمه موقوف به پیوند باشد اشکال ندارد.

آیت‌الله العظمی بهجت (دام‌ظله):

نمی توان

آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی (دام‌ظله):

در صورتی که مرگ مغزی قطعی باشد و هیچ‌گونه احتمال بازگشت در آن وجود نداشته باشد، برداشتن اعضا برای نجات بیمارانی که جانشان در خطر است، مانعی ندارد.

منابع:

  1. موسوی بجنوردی سید مصطفی. بررسی پیوند عضو با استفاده از سلول‌های بنیادی با رویکردی بر نظر امام خمینی (س). فصلنامه علمی پژوهشی امام خمینی و انقلاب اسلامی (دوره 14، شماره 56، پاییز 1391، صفحه 23-36)
  2. مرکز تحقیقات پیوند ریه به‌ آدرس اینترنتی http://Itrc.sbmu.ac.ir/index.jsp
  3. مناقب ال ابی طالب، ج 1 ص116
  4. انجمن اهدای عضو ایرانیان: www.ehda.center/fa/page/statistics
  5. مرتضوی، سید محسن. پیوند اعضاء و مرگ مغزی در آینه فقه، انتشارات نسیم رضوان، چاپ اول، سال 1393
  6. قاسمی، محمد علی. دانشنامه فقه پزشکی، چاپ اول، انتشارات معاونت پژوهشی مرکز فقهی ائمه اطهار

نویسنده:

محمد مهری لیقوان

دانشکده سلامت و دین، دانشگاه علوم پزشکی قم